السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
661
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
ديگرى را بجاى عيسى به صليب كشيدند و خداوند عيسى را به آسمان برد و به او وحى كرد علم و حكمت خود را نزد شمعون بن حمون الصفا به امانت گذارد تا او وصىّ و جانشين عيسى در ميان مؤمنان باشد ، از آن پس شمعون به امر الهى قيام كرد و سخنان عيسى را در ميان مردم نقل مىنمود و با كفّار جهاد و مبارزه مىكرد تا وقتى كه خداوند يحيى بن زكريّا را به رسالت مبعوث كرد و در آن زمان پادشاه وقت اردشير بن اشكان بود كه چهارده سال و ده ماه حكومت كرد و در سال هشتم ملك او يهود يحيى بن زكرّيا را به قتل رساندند و در هنگام قتل وى به يحيى وحى شد كه اولاد شمعون را وصىّ خود قرار دهد و حواريّون و اصحاب عيسى همراه او به اقامه شريعت الهى بپردازند . پس از آن سابور بن اردشير مدّت سى سال حكومت كرد تا وقتى كه كشته شد ، آن زمان نور نبوّت و حكمت در ذريّهء يعقوب بن شمعون بود ، سپس بخت النصر مدّت صد و هشتاد و هفت سال به حكومت رسيد و هفتاد هزار نفر از يهود را كشت و خون آنها را بر تلى كه از خون يحيى مىجوشيد ، ريخت ، آنگاه بيت المقدس را ويران كرد و يهود در شهرها متفرّق و پراكنده شدند ، سپس در سال 47 حكومت او خداوند ( عزير ) را مبعوث كرد كه ماجراى مردن صد سالهء او و برانگيختن او را سابقا بيان كرديم ، سپس اكثر يهود بدست بخت النصر به قتل رسيدند . پس از آن مهروية بن بخت النصر به حكومت رسيد و شانزده سال و بيست روز حكومت كرد ، در آن زمان دانيال به نبوّت رسيد ، امّا پادشاه ، دانيال و اصحاب مؤمن او را در آتش انداخت و وقتى مشاهده كرد ، آتش آنها را نمىسوزاند ، آنها را در چاه انداخت و درندگان را همراه آنها در چاه كرد و آنها را به انواع عذاب شكنجه نمود ، تا وقتى كه خداوند آنها را از آن موضع نجات داد ، وقتى زمان مرگ دانيال فرا رسيد به او وحى شد ، علم و حكمتش را نزد مكيخا پسر خود قرار دهد و او چنين كرد ، در آن زمان هرمز به پادشاهى رسيد و مدّت شصت و سه سال و سه ماه و چهار روز حكومت كرد و بعد از او بهرام مدّت بيست و شش سال حكومت نمود و در آن زمان هنوز مكيخا مؤمنان را ارشاد مىفرمود ولى آنها در آن زمان نمىتوانستند ايمان خود را اظهار كنند ، پس از بهرام پسر بهرام ، هفت سال حكومت كرد و در زمان حكومت او سلسلهء نبوّت منقطع شده و دوران فترت بود ، ولى مكيخا پسر دانيال و اصحاب